درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

آی آدم‌ها...

دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۲۰ ب.ظ

  شعر قدرت‌مند و پرآوازه‌ای که نیما یوشیج، بنیان‌گذار شعر نو فارسی، در عصر خود سرودند، سرشار از مفاهیم زیبایی‌ست که توجّه به آن، شاید دل ما را - حدّاقل برای چند لحظه - در جای حقیقی خود بنشاند...

 

 

آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دایم می‌زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،

آن زمان که پیش خود بی‌هوده پندارید

که گرفتستید دست ناتوانی را

تا تواناییّ بهتر را پدید آرید،

آن زمان که تنگ می‌بندید

برکمرهاتان کمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟

یک نفر در آب دارد می‌کند بی‌هوده جان قربان!

آی آدم‌ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛

در آب می‌خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد

باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه‌هاتان را ز راه دور دیده

آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون

می‌کند زین آبها بیرون

گاه سر، گه پا.

آی آدم‌ها!

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید،

میزند فریاد و امّید کمک دارد

آی آدم‌ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!

موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش

می‌رود نعره‌زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:

آی آدم‌ها...

و صدای باد هر دم دلگزاتر،

در صدای باد بانگ او رهاتر

از میان آب‌های دور و نزدیک

باز در گوش این نداها:

آی آدم‌ها...

  • ۹۲/۰۵/۱۴
  • ۴۸۲ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

نظرات (۵)

  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام. این شعر نیما تو کتاب ادبیات دبیرستان ما بود الان رو نمیدونم... نوستالژی خوبی بود برام... یادش بخیر...
    پاسخ:
    سلام.
    من هم خبر الآن ندارم باشه یا نه، تو کتاب پارسال‌مون(اوّل متوسّطه) که فقط اسمش رو اورده بود.
    ممنون از نظرتون :)
  • محمد هومند
  • سلام
    چیزی برای گفتن نمونده !
    ممنون
    پاسخ:
    سلام،
    شاید!
    ممنون از نظرت.
  • علی سیارنژاد
  • سلام، زیبا بود ممنون. نام و یاد ایشان هم گرامی و جاودان باد...
    پاسخ:
    سلام،
    خوبی هنرمندان همینه؛ هر چند خودشون نمی‌مونن، ولی آثارشون همیشه هست...
    آی آدما آی آدما پنجره هارو وا کنید مهربونی تو کوچه هاست همدیگه رو صدا کنید
    پاسخ:
    نمی‌دونم، می‌سپارمت به خدا...!
    راستش فک نکنم ما در حد اون باشیم که بخوایم در مورد اینجور آثار بینظیر بحث کنیم
    ولی خواستم بگم دمت گرم از اینجور چیزا بیشتر بزار، آدمو واقعا مجذوب میکنه.
    پاسخ:
    سلام،
    چشم، ایشاله باز هم از این جور چیزها می‌ذارم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.