درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

آی دانش‌آموزا !!

شنبه, ۸ تیر ۱۳۹۲، ۰۲:۲۱ ب.ظ

  درود بچّه‌ها!

  خوبین؟ خوشین؟ چه خبرا؟ تابستون خوش می‌گذره؟!

  احساس می‌کنم حرفای قبلیمو راجع‌به تابستون خیلی جدّی نگرفتین!! (خطاب به بعضی‌ها) نامردا !! پس چی شد؟ دارین تلاش می‌کنین یا نه؟؟ چرا هر دفعه زنگ می‌زنم، یا دارین فیلم می‌بینین، یا دارین با کامپیوترتون بازی می‌کنین، یا دارین بیرون ول می‌چرخین؟ نمی‌خواین پیش‌رفت کنین؟! پس این همه من پست گذاشتم واسه چی بود؟! این بیت خطاب به کیه پس؟!

کار می‌کن مگو چیست کار      که سرمایه‌ی جاودانی است کار!!!

  به شما داره می‌گه دیگه! فردا پس‌فردا نشه ببینم دارین غصّه‌ی این روزها رو می‌خورین ها! نکنه می‌گین نمی‌دونین چه کاری واستون مفیده؟؟ خُب در اصل خودتون باید پیداش کنید ولی اگه تا حالا چیزی پیدا نکردین یا فکر می‌کنین هنوز کلّی وقت اضافه دارین، من چندتا پیش‌نهاد خوب واسه شما دارم...

  1- ورزش! ورزش خیلی خیلی خوبه! سعی کنید حتمن در طول هفته حدّاقل دو سه بار برید بیرون قدم بزنید، پیاده روی کنید، استخر برید، شنا کنید، فوتبال بازی کنید و و و... مخصوصن اگه با دوستاتون این کارارو انجام بدین که دیگه چه بهتر! هم سلامتی و شادابی، و هم تعامل اجتماعی!

 

 

  2- نویسندگی... اینو نمی‌گم چون خودم دستی توش دارم و بخوام کارای خودمو بهتون تحمیل کنم، ولی باور کنید فردا پس‌فردا که رفتین داشنگاه، به دردتون می‌خوره! نویسندگی خیلی خوبه. اگه حوصله‌ی زیادی واسه نوشتن ندارین، سعی کنین حدّاقل هر شب، داخل یه دفتری، خاطرات اون روزتونو بنویسین. تو ده دقیقه! باور کنین ضرر نمی‌کنین! شما رو متحوّل می‌کنه! باورش سخته ولی دیگه چی بگم...!

 

 

  3- درس! آره درسته... می‌دونم تابستونه، می‌دونم تو حال و هوای دیگه‌ای هستین، می‌دونم شما خودتون جناب انیشتین هستین(!!)، می‌دونم تازه یکی دو هفته‌ست کارنامه‌تون اومده... ولی اگه هدفتون کنکوره و یا می‌خواین موقع سال تحصیلی، با آرامش بیش‌تری درس بخونین، این مورد مخصوص شماست. به بقیه هم توجّه نکنین که می‌گن "خرخون!! خرخون!! اَه!!!! عجب خرخونیه!!! از الآن داره درس می‌خونه!" مطمئن باشین اونا هم از ته دلشون اینو نمی‌گن و این چیزا مال هیجان‌های جوونیه که می‌خوان توجّه بقیه رو به خودشون جلب کنن... مثلن می‌خوان بگن اونا اصلن درس نمی‌خونن و بدون درس خوندن نمره میارن... البته انکار نمی‌کنم، آدم‌های بسیاری هستن که باهوشن و با یکی دو بار مطالعه همه چی رو تو ذهنشون به خاطر می‌سپارن و این طوری موقع سال تحصیلی خیلی هم راحتن، امّا این کارشون اصلن درست نیست که بقیه رو مسخره کنن! به قول دوستم علی اکبر(خسروی) که یه همچین چیزی رو زیاد گفته: «آدم درست هر چه معرفتش بیش‌تر می‌شه، مثل درختی می‌مونه که پربارتر می‌شه و سرش خم‌تر می‌شه(متواضع‌تر می‌شه)»... هر چند خودش... شوخی کردم، علی اکبر ناراحت نشو ؛)

  یه نکته دیگه هم می‌خوام اضافه کنم، و اون اینه که خــیـــلــی دیگه خرخون نشین! ضرر داره! مثلن سی چهل دور بشینین فقط یه کتابو بخونین... خب می‌خواین مثلن با این کار چی رو نشون بدین؟!؟ باز وقتتون هدر رفته! سعی کنید الآن که تابستونه درساتونو کاملن مفهومی بخونین، تا موقعی که سال تحصیلی شروع شد، چیزایی که خوندین رو فراموش نکرده باشین.

 

 

  بگذریم... مورد بعدی:

  4- کمک به دیگران... اوه این مورد چه قدر خوبه!! به محض این که وارد این کار می‌شی عاشقش می‌شی!! راهاش که فراوونه و اوّل از همه از خانواده شروع می‌شه، می‌رسه به دوستا و آشناها، می‌رسه به هم محلّی‌ها و نهایتن جالبه که کمک‌هاتون برمی‌گرده به خودتون... چه دنیای عجیبیه این دنیا! بدونین و مطمئن باشین اگه مهم‌ترین نباشه، حدّاقل یکی از مهم‌ترین دلایل آفریده شدن ما کمک کردن به دیگرانه.

  دیگه این که می‌تونین برای این کار تو سازمان‌های مختلف ثبت نام کنید: سواد آموزی، هلال احمر، خانه‌ی سالمندان و و و ... به هر حال هر چی که باشه باید دست هم دیگه رو بگیریم دیگه؟ نه؟

 

 

  5- المپیاد! از نظر علمی این مورد عالیــه! چه قدر خوبه توی یکی از زمینه‌های درسی، اطّلاعاتتون زیاد باشه و در حد دانشگاه و این حرفا بتونین در این باره بحث کنید!(البته مراقب باشید به رخ معلّمتون نکشید که از اون بیش‌تر بلدید و سر کلاس اشکالاتش رو نگیرید، وگرنه موقع ترم بی‌خودی نمرتونو کم می‌کنه!... مثل نمره ........(این بخش به دلایلی حذف شده است ؛) ) امسال من...!) با المپباد فکرتون خیلی بازتر می‌شه و می‌تونین درباره‌ی مسائل گوناگون زندگی هم راحت‌تر فکر کنین! از اون گذشته دوست‌های خوبه المپیادی پیدا می‌کنین! وای که چه قدر دوستای المپیادی عالی‌ان!!

  از همه‌ی اینا که بگذریم، خفن بودنش تو مدرسه یه چیز دیگه‌ست، این که خیلی زنگ‌ها سر کلاس نرین و به بهونه‌ی المپیاد برین کتابخونه و... فکر کنم بهتره این چیزا رو بهتون یاد ندم. این دو خط آخرو فراموش کنین! خلاصه این که باید مراقب این مورد باشید شما رو از درسا نندازه و موقع امتحانات ترم، زمین گیرتون نکنه!! ؛-)

 

 

  6- حرفه‌ای چیزی یاد بگیرین! خیلی خوبه از این فرصت تابستونه استفاده کنین و یه کاری یاد بگیرین... دقیقن این که اون حرفه چی باشه رو من نمی‌تونم بگم، خودتون باید به اطرافتون نگاهی بندازین و ببینین شرایط چیه... فقط تو رو خدا نرین تو مغازه وسیله بفروشین!! منظورم از حرفه این نیست! منظورم اینه که یه مهارتی چیزی یاد بگیرین. این قابلیّتو پیدا کنین که یه چیزی درست کنین... یه چیزی بسازین و چیزهایی مثل اینا.

 

 

 

  باز هم می‌گم... موارد، خیلی بیش‌تر از این حرفاست و امیدوارم تونسته باشم شما رو حدّاقل یه قدم به حرکت در بیارم. به خودتون ایمان داشته باشین و همیشه کار خوبی که انتخاب می‌کنین رو تا زمانی که تمومش نکردین ول نکنین!

 

      به امید دید برتر

     پدرام شاکری نـوا

    هشتــم تیــــر مـاه

   سال هزار و سی‌صـد

  و نود و دوی خورشیدی

  • ۹۲/۰۴/۰۸
  • ۱۱۲۵ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

نظرات (۱۶)

LOL
salam
damet garm ajab hosele e dari
man morede 1va6 ro anjam midam va ba morede 2 va 4 mokhalefam
migam kheiili hosele dari ha
ketabet sood bord?
پاسخ:
درود
خیلی خوبه دو مورد رو انجام می‌دی، فقط این که با نوشتن و کمک به دیگران مخالفی کمی عجیبه! مشکلشون چیه؟ اگه تجربه‌ی بدی تو این زمینه‌ها داری مطمئن یه فرصت دوباره بد نیست ؛)
خُب دیگه، این حوصله‌ها کم کم به وجود اومد و وقتی کسانی مثل تو باشن، کلّی انرژی می‌گیرم ؛)
بد نبود، هنوز کامل فروش نرفته...!
  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام پدرام جان. چرا تصور می کنیم برای اینکه مطلب ما روی خواننده بتونه اثر بگذاره باید حتما از زبان محاوره ای استفاده کنیم ؟ پیشنهاداتت کامل نبود ...
    پاسخ:
    سلام، چون اون جوری خشکه... حالا اگه بخواین می‌تونم یه پُست بذارم و اینو از بازدیدکننده‌ها بپرسم که کدوم رو بیش‌تر می‌پسندن.
    پیش‌نهاد شما چیه؟
    ممنون.
  • علی سیارنژاد
  • سلام، حالا کی گفته ما تا حالا استفاده نکردیم و نجنبیدیم؟!!!! :-)
    پیشنهادهای مفیدی بودند با این که می شد چند تای دیگه هم بهشون اضافه کرد.
    با آرزوی تابستانی به یاد ماندنی برای همه... نه فقط دانش آموزا
    ممنون :-)
    پاسخ:
    سلام، خطاب به تو که نگفتم، به دل نگیر! شما خودت استادی!
    پیش‌نهادی داری بگو شاید اضافه کنم ؛)
    خواهش می‌کنم :)
  • علی اکبری
  • سلام
    موارد خوبی بود با 1و 2 و 4 و 5 موافقم
    پاسخ:
    سلام،
    ممنون...
    تو هم اگه چیزی به ذهنت می‌رسه که اضافه کنم پیش‌نهاد بده، خوش‌حال می‌شم ؛)
  • سید علی محمدی نیاکی
  • در اینجا بحث نظر کاربران نیست . بحث اینه که دقیقا ایده ال و سبک نویسندگی خود تو چیه ؟ یعنی نیای هر سری به یه سبکی بنویسی ... بالاخره چون تو نویسنده ای باید تکلیف سبک و سیاق نوشتنت رو معلوم کنی .
    پاسخ:
    خُب بستگی داره، اگه مطلبی رو بخوام جدّی‌تر و عرفانی‌تر بنویسم، به زبان نوشتاری معیار می‌نویسم و اگه بخوام خودمونی بنویسم، محاوره‌ای :)
  • سید علی محمدی نیاکی
  • محاوره ای هم یه حد و حدود و استاندارد مشخصی داره ... خب یه پیشنهاد هایی دادی خوب بود ولی یکی میخواد بعد معنوی خودش رو مثلا از نظر اعتقادی یا اخلاقی یا احکام خودشو قوی کنه باید چی کار کنه ؟ دین کجای زندگی و برنامه ها ی ماست ؟ یا می تونیم نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی کشورمون و حتی جهان بی تفاوت باشیم ؟ نباید راجع به این موضوعات روز جامعه اطلا عاتی داشته باشیم ؟
    پاسخ:
    درسته حد و حدودی داره و من هم فکر نکنم که ازش عبور کرده باشم... :)
    اتّفاقن من هم به این فکر کردم که "تقویت بُعد معنوی" رو جزو موارد بذارم یا نه، ولی وقتی بهش فکر کردم، دیدم این مورد هیچ گونه وابستگی‌ای به تابستون نداره. معنویت چیزی نیست که بخوایم جزو ساعت مشخّصی از برنامه‌مون بذاریم و من بخوام به کسی پیش‌نهادش کنم. خودش باید باشه. معنویت، اعتقاد، احکام و سایر مسائلی مثل این‌]ها، چیزهایی هستن که همیشه در زندگی ما دخیلند و زمان و مکان مشخّصی ندارن. این طوری نیستن که موقع اوقات فراغت بهشون بپردازیم، بلکه حتّی موقع کار و تحصیل همیشه با اون‌ها درگیر هستیم... درمورد این موضوعات باید یه پُست کاملن مجزّا بذارم که حتمن این کارو در آینده خواهم کرد ؛)
    موضوعات سیاسی و اجتماعی هم فکر کنم تقریبن شبیه همین موضوع قبلی باشه، که همیشه دخیله و باید به طور طبیعی در برنامه‌مون باشه. در این باره هم اگه بخوام چیزی بنویسم ترجیح می‌دم جدا از سایر عنوان‌ها باشه.
    خیلی ممنونم که انتقاداتتون رو می‌گید :) این کار قابل تقدیره...

  • سید علی محمدی نیاکی
  • خواهش می کنم پدرام جان ازین به بعد منتظر پیشنهادات و انتقادات بیشتری البته از نوع سازندش و نه تخریبی از جانب من باش ... بنده هم نگفتم که دین محدود به قلمرو زمانی و مکانی هستش ... و یک نکته ... ادم های بزرگ درد دیگران را دارند . ادم های متوسط درد خودشان را دارند . ادم های کوچک بی دردند ...
    پاسخ:
    سعی می‌کنم با آغوش گرم پذیرای این پیش‌نهادها و انتقادها باشم! :)
    نکته‌ی خوبیه... شاید اصلن در این باره هم یه مطلبی نوشتم...
    دیگه باید یه مطلب تقدیم به شما بکنم دیگه! راهی نمونده واسم! ؛)

    سلام امیدوارم حالت خوب باشه برو بچ دیگه هم سلام.
    میخواستم بگم خیلی دمت گرم و مطالبت عالی ولی این بچه هایی که من میبینم شاید بگن احسن، آفرین ، عالس بود و از این حرفا ولی کسی اهل عمل نیستو به قول معروف کو گوش شنوا البته به عزیزان بر نخوره یکیش خود منم.
    خلاصه خیلی عالی بود ممنون که به فکر بچه هایی.
    بای، فعلا.
    kotw
    پاسخ:
    سلام، ممنون، من خوبم، امیدوارم تو هم حالت خوب باشه.
    گوش شنوا... مسئله‌ی خیلی مهمّیه... نمی‌دونم چرا خیلی از ما وقتی کار درست رو تشخیص می‌دیم، با این وجود انتخابش نمی‌کنیم! یه بار باید سر این قضیه هم مفصّل بشینم فکر کنم و یه پست در این باره بذارم.
    کلّن این که بچّه‌ها گوش بدن یا نه، من اون چه رو که احساس می‌کنم درسته انجام می‌دم، شاید این وسط یک نفر(که همین یه دنیا می‌ارزه) گوش شنوا داشت و انجام داد! ما چه می‌دونیم!
    ممنون از نظرت.
  • محمد هومند
  • سلام
    پیشنهاد های خوبی بودن.
    من مورد های 5 و 6 رو دارم دنبال میکنم.
    thank
    پاسخ:
    سلام، موفق باشی ؛)
    می‌تونم بپرسم کدوم المپیاد؟ :)
  • حسین قاسم پور
  • خیلی از موارد موجود خوشم اومد و خودم هم تا چند روز پیش تو سردر گمی بودم ، احساس می کنم که انجام همه این ها با هم کار هر کسی نیست شاید یکی مثل خودت و عده محدود دیگه ای بتونن به این خودباوری برسن،امیدوارم خودم هم بتونم مواردی مثل موارد 2 و 4 و 6 رو که تو سال های قبل کمتر انجام میدادم رو انجام بدم. راستی دارم روی یک پروژه کار می کنم که الان فعلا یک ایده است و روی کاغذ اجرا شده. اگه میتونی کمکی به من بکنی یا بخوای با هم این ایده رو ادامه بدیم من نیازمندم.(مربوط به مورد 6-حرفه- میشه)
    ممنون از متن جالبت،منتظر پاسخت هستم.
    Good Bye:)
    پاسخ:
    سلام، بله، این‌ها در حد چندتا پیش‌نهاد بود، لازم نیست آدم همشونو انجام بده، مثلن بین درس مدرسه یا المپیاد می‌شه یکی رو انتخاب کرد... یا این که 90 به 10  کار کنه، بستگی به روحیّه‌ی خودِ آدم داره.
    فکر نکنم... چون سرم همین‌جوریش هم شلوغه... ولی چرا که نه، راجع‌بهش حرف می‌زنیم، اگه برنامه‌م با برنامه‌ت همخونی داشت روش بیش‌تر بحث می‌کنیم.
    خواهش می‌کنم ؛) خوش‌حال شدم این طرفا اومدی!
    خدا نگه دار :)
  • محمد هومند
  • البته. کتاب های فیزیک هالیدی و حساب دیفرانسیل و انتگرال و هندسه تحلیلی توماس برای المپیاد نجوم.
    مورد 6 هم که کارآموزی کامپیوتر میرم. یک سالی میشه
    روبیک هم که جای خود دارد
    پاسخ:
    به به! به به!
  • سید علی محمدی نیاکی
  • پدرام جان ما میتونیم به دوستانمون خواندن نماز رو توصیه کنیم و بهشون بگیم که دیگه به سن تکلیف رسیدید و یکسری از کارها رو باید انجام بدیم و یکسری از کارها رو نباید انجام بدیم... توصیه کنیم که تابستون و ماه رمضون با هم مصادف شده و کسانی که به سن تکلیف رسیدن روزه گرفتن بر اونها واجب هستش البته این جور مباحث رو با دلیل و منطق و بر اساس ایات قرانی و روایات از معصومین باید مطرح کرد...
  • محمد حسین امانی
  • خیلی خوب بود با همه جز پیشنهاد سوم موافقم.
    منم مثل هومند سال قبل و همچنین امسال تابستون ، کار آموزی کامپیوتر میرم.
    راستی ببخشید که دیر شد آخه شارژ ماهیانه اینترنتم تمام شده بود.
    پاسخ:
    سلام، خواهش می‌کنم،
    موفّق باشی ؛)
    ممنون از نظرت.
  • حسین ایمانی
  • مطلب قشنگ و مفیدی بود اما کو گوش شنوا...
    پاسخ:
    ممنون... اون هم بالأخره یه روزی پیدا می‌شه ؛)
  • حسین ایمانی
  • شاید این جمعه بیاید شاید ...!
    پاسخ:
    s:
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.