درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

«پدال» آغاز به کار کرد!

پنجشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۲، ۱۲:۰۳ ق.ظ

به نــام خــداوند جــان و خــرد     کزیــن بـرتـر انــدیشه برنــگذرد

خــداوند نــام و خــداوند جـای     خــداونــد روزی‌ده و ره‌نــمــای

 

سرانجام زمان بازگویی خبر می‌رسد! از چندین ماه پیش، برنامه‌هایی برای تأسیس یک وبلاگ مشترک بین ما وجود داشت و در این بین تعداد پیامک‌ها و تماس‌هایی که با یک‌دیگر داشتیم - تا هماهنگی‌های لازم را ایجاد کنیم - چنان زیاد بود که دیگر چیزی نمانده ورشکست شویم! :-)

مخصوصن سر انتخاب عنوان وبلاگ حسابی دردسر داشتیم که جزئیاتش دیگر بماند...!

 

بعد از همه‌ی این‌ها، در نهایت روز نخست شهریور ماه امسال، زمانی که برنامه‌های‌مان کامل و قطعی شد، وبلاگ مشترک‌مان را با نام «پدال» تأسیس کردیم و تا به حال نیز مشغول آماده‌سازی‌های اوّلیّه‌ی آن، از قبیل «سرآغاز»، «درباره‌ی ما» و چیزهای مشابه‌ی آن بوده‌ایم... که امروز سرانجام به پایان رسید!

 

امید ما بر این است تا با برخورداری از الطاف الهی، هم‌کاری دوطرفه و صد البته نظرها و به خصوص انتقادهای شما عزیزان، در رابطه با وبلاگ نویسى، به اهدافى بزرگ و شایان توجّه دست یابیم که روشنگر بسیارى از مسائل و موضوعات زندگى ما باشد.

و باز هم تاکید مى کنیم که این موفّقیّت، بدون یارى‌رسانى شما، هرگز محقّق نخواهد شد.  

 

توضیحات بیش‌تر، همه و همه در...

«پــــــــــــــــــــــدال ::::::: www.pedal.blog.ir»

 

***********

 

 
در نهایت این را نیز بدانید که: پدال نشانه‌اى است از تفکّرات افرادى که تنها در رویاهای‌شان به دنبال موفّقیّت نمى‌گردند، بلکه در عمل نیز خود را ثابت می‌کنند. چنین افرادی که سعى و تلاش را مقدّمه‌ای بر پیش‌رفت خود می‌دانند، جزئى از پدالى‌ها خواهند بود...
 

پی نوشت: البته لازم به ذکر است که هم‌چنان مطالب و نوشته‌هاى وبلاگ‌هاى شخصى ما، به کار خود ادامه خواهند داد اما بیش‌تر توجّه هر دوى ما، معطوف پدال است. 

 

 

خنده بر لبان‌تان و تلاش، تنها سرمایه‌ى پایدارتان

پدرام شاکری نوا و علی سیّارنژاد

ششم شهریور ماه سال یک هزار و سی‌صد و نود و دوی خورشیدی

 

  • ۹۲/۰۶/۰۷
  • ۵۹۸ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

نظرات (۳)

  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام. خیلی خوبه پدرام ولی هنوز بابت ضرورت انجام این کار توجیه نیستم ؟
    پاسخ:
    سلام، ضرورتی نداشت، ولی خیلی به‌تره.
    سلام !
    خبری بود که ارزش انتظار کشیدن رو داشت!
    فقط افسوس که نمیتونیم تو این وبلاگ عضو بشیم و جزء نویسنده های فرعیش باشیم ! این رو میشه یکی از ضعف های بیان دونست !
    ممنون
    پاسخ:
    سلام،
    اتّفاقن خیلی خوش‌حال می‌شیم که اگه مطلبی با قلم خودت نوشتی که به نظر ما هم جالب و مناسب پدال بود، داخل پدال قرار بدیم و البته اسمت رو هم ذکر کنیم.
    منتظریم ;)
    ســـــــــــــــــــلام
    مبارکه ...............
    اما تو و علی و وبلاگ مشترک؟!
    تو این مشغله و کمبود وقت ...
    فقط می تونم براتون آرزوی موفقیت بکنم
    پاسخ:
    سلام، وقت که همیشه هست، مهم برنامه‌ریزی و انجامشه، تازه کارمون چندان بیش‌تر هم نشد، از این به بعد کار اصلی‌مون روی همون پدال خواهد بود...
    ممنون :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.