درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

آینده‌ای روشن

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۱، ۱۲:۳۷ ب.ظ

هر روز (البتّه تقریباً!) برایم پیش می‌آید که مشکلاتی می‌بینیم... از یک نفر که بی‌خیال در جوب آشغال می‌ریزد گرفته تا بعضی سایت‌های مهم که سر و ته شان بریده است و اصلاً نمی‌توان کاری در آن‌ها پیش برد.

واقعاً این گونه مسائل از کجا ناشی می‌شوند؟

تا حالا دقّت کرده‌اید که تقریباً همه‌ی ما از اوضاع مختلف انتقاد می‌کنیم؟ در ظاهر طوری حرف می‌زنیم که انگار همه چیز را می‌دانیم و فکر بسیار روشنی داریم، امّا در عمل... نه.

عموم ما واقعاً کار درست را می‌دانیم امّا حوصله‌ی انجام آن را نداریم! آیا واقعاً این نیست که:

           بار درخت دانش، رفتار نیک است نه گفتار نیک...!  «امام علی (ع)»

چه فایده اگر فقط بدانیم و خیالمان از این بابت آسوده باشد؟ تا عمل درش نباشد چه فایده؟

چه کنیم تا از این حالت در آییم؟

مسلّماً برای رسیدن به چنین هدفی یک برنامه‌ی منظّم و مرتّب لازم است که از پایه آغاز شود و یک روند مداوم را به وجود آورد، و آن جا جایی نیست جز: آموزش و پرورش!

 

 

باید از آموزش و پرورش شروع شوند که... جوانان را به درستی پرورش دهند و این نسل جوان در آینده‌ای نه چندان دور همان اعضای اصلی جامعه خواهند شد.

برای این کار اوّلاً معلّم‌های خوبی باید به مدرسه‌ها راه یابند و به هر کسی اجازه ندهند تا با آینده‌ی بچّه‌ها بازی کند. این نیز برمی‌گردد به سازمان‌های مختلف دولتی و آموزش و پرورش... پس همه‌ی این‌ها از جایی شروع می‌شود که معلّم‌ها انتخاب می‌شوند و به نظرم باید توجّه بیش‌تری به آن بشود که در حال حاضر می‌شود.

حالا زمانی که این معلّم‌های خوب انتخاب شدند کارها هنوز تمام نشده است. همه‌ی عوامل جامعه باید دست در دست هم دهیم و قطعاً این معلّمان بدون حمایت دیگران نمی‌توانند کارها و برنامه‌های خود را عملی کنند، بنابراین لازم است آموزش و پرورش با جان و دل و نه برای کسب منفعت، بلکه به خاطر ادای دین خود از ایده‌ها و کارهای درست معلّمان حمایت کند و آن‌ها را به جلو براند. این روند باعث خواهد شد که کم‌کم دانش‌آموزان با فرهنگ بار بیایند و روی هر چه که می‌بینند ایرادهای الکی نگذارند؛ ببینند مشکل از کجاست و در رفع آن اقدام کنند... در آینده‌ای نزدیک که خود جای مجریان اصلی جامعه را می‌گیرند، در بهبودی جایی که کار می‌کنند و عوامل آن کوشا باشند، اگر به پست و مقامی رسیدند، کارکنان را از روی مهارت‌ها انتخاب کنند، نه از روی فامیل بازی و از این حرف‌ها. کسانی به دانشگاه‌ها بروند که واقعاً در خود می‌بینند که قصد علم آموزی دارند و می‌دانند اگر در این راه قدم بگذارند موفّق خواهند شد، کسانی باشند که نمی‌خواهند فقط از علم استفاده کنند؛ بلکه افرادی باشند که می‌خواهند به مغزهایشان فشار بیاورند، سؤال بپرسند و علم "تولید" کنند... به یقین چنین افرادی در این زمینه موفّق خواهند شد و همین طور به این شکل در رشته‌های دیگر کار.

اگر چنین روندی به راه بیفتد، خیلی زود پخش خواهد شد، سراسر کشور را فرا خواهد گرفت، چه بسا این فرهنگ درست حتّی از کشور هم خارج شود و به جهان زیبایی برسیم که در این باره قبلاً صحبت کرده‌ام: "جهانی که آرزوی آن را دارم --- سیزدهم آبان ماه"

چنین جامعه‌ای که همه‌ی افراد آن در جایگاه‌های درستی قرار گرفته باشند و با یک دیگر ارتباط درستی داشته باشند، خیلی خوب می‌شود... خیلی...

 

 

پس نهایت حرف من این است:

به درون خود بنگریم و آن چه که می‌دانیم درست است را انجام دهیم... مطمئناً این همان چیزی‌ست که خود ما هم آن را می‌خواهیم...

برای این که در جایگاه درستی قرار بگیریم به درون خود بنگریم و وجود خود را ببینیم... ببینیم که به دنبال چه چیزی هستیم، چه آرزوهایی داریم و می‌خواهیم در چه زمینه‌ای پیش برویم، آن‌ها را دریابیم و با تمام وجود به سمتشان حرکت کنیم و از چیزی نترسیم که ما همه فانی هستیم و چیزی برای از دست دادن نداریم...

دروغ و دورویی و ریاکاری و از این حرف‌ها را کنار بگذاریم و سعی نکنیم از کنار مشکلات رد بشویم یا فقط در مورد آن‌ها حرف برنیم و انتقاد کنیم، بلکه باید از میان آن‌ها رد بشویم و آن‌ها را حل کنیم...

امید به چنین روزی که همه در جای خود بدانند چه دینی نسبت به دیگران دارند و آن را ادا کنند.

 

پدرام شاکری نوا

بیستم دی ماه سال هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

 

  • ۹۱/۱۰/۲۱
  • ۷۳۹ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

آینده‌ی روشن

نظرات (۱۱)

با این دولتی که ما داریم فکر کنم یه 100 سالی طول بکشه
شایدم بیشتر
به هر حال مطلب خوبی بود
پاسخ:
نمی دونم وا...

سلام استاد

جالب بود، ولی چه دل پری داری تو... تازه هنوز کجاشو دیدی!

یادته گفتم بهتون اگه روزی کاره ای شدین کمی وجدان داشته باشین؟!

پاسخ:
سلام، اگه شما رو درست شناخته باشم آره، یادمه.
  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام پدرام جان.من به جرات میگم یکی از بهترین نوشته هات به زعم من همین مطلبیه که نوشتی و انصافا درست و به حق هم نوشتی واقعا صمیمانه ازت تشکر میکنم... من در مورد موضوع نوشتت حرف و پیشنهاد وراهکار زیادی به خصوص در حوزه ی پرورشی دارم که اینجا مجال گفتنش نیست ... فقط همین قدر اینجا بگم که خیانتی که اموزش و پرورش الان داره در حق بچه های ما میکنه در جای دیگه ما سراغشو نداریم که البته بنده و سایر دوستان و همکارانم به راحتی میتونیم این مورد رو اثبات کنیم که در مجلس و محافل مختلف کاملا مستدل بحثشو انجام دادیم...
    پاسخ:
    درسته، همین طوره که شما می‌گید... ممنون از حمایت‌هاتون.
  • علی سیارنژاد
  • ممنون. خوب بود...
    پاسخ:
    خواهش می‌کنم ؛)
  • امیرمسعود اسماعیلی
  • ممنون از مطالب و وبلاگ جالبت 
    حالا یه سوال همه جواب بدن 
    اگه وبلاگ بچه ها(پدرام-علی-هومند) تو یه وبلاگ گرد آوری بشه بهتر نیس !!!!!!
    پاسخ:
    سلام امیرمسعود جان
    من قبلا تجربه ی وبلاگ نویسی با فرد دیگه ای داشتم اما هر کدوم دوست داشتیم وبلاگ رو طوری دیگه هدایت کنیم و داخل تفکراتمون به وجه اشتراکی نمی رسیدیم. بنابراین ترجیح می دم خودم به تنهایی وبلاگم رو داشته باشم.
    البته نمی گم نمی تونم با علی جان و محمد جان کنار بیام اما اگر دقت کنی سبک های وبلاگ نویسی ما و محتوای مطالبی که ارائه می دیم با هم فرق هایی داره... من هم که می خوام با آرامش و هر وقت دلم خواست داخل وبلاگم مطلب بذارم، به فکر این نباشم که هر هفته سر وقت یه پست بذارم و نگران خوب بودن محتوای پست های دیگر نویسنده ها نباشم و و و ... نمی تونم اشتراکی وبلاگ نویسی کنم.
    با تشکر
  • محمدجواد صادقی
  • سلام پدرام عزیز
    بله کاملا حق با توئه 
    به نظر منم معلم "خوب"  70٪ راه رو تکمیل میکنه. 
    بقیه اش با ماست       منظورم همه ی ما و نه فقط دانش آموزان!!!!


    پاسخ:
    سلام محمد جواد جان
    بله، اما از درصدش دیگه خبر ندارم!
    تشکر
  • علیرضا عاس
  • سلام پدرام عزیز
    خیلی خوبه که تو این مشکلاتو میبینی و دوستان هم میان و تاییدش میکنن ولی من فک میکنم ک بعضی از این دوستان میتونن بعضی از این مشکلات رو برطرف کنن یا حداقل بهش اضافه نکنن ولی با این ک میدونن باز از کارهاشون دست نمیکشن
    پس از اون سری از دوستان خواهش میکنم که برای این مطالب نظر ندن.
  • مجتبی محمدپناه
  • سلام!
    مطلب خوبی بود.
    در آینده ی همچین نوعی من خواهم گذاشت.
    پاسخ:
    سلام!
    ممنون از لطفت.
    در انتظار آن هستیم!
  • علی اکبری
  • راستی میخواستم 1 گله ازت بکنم پدرام جان تو وبت تلاش کن بیشتر از واژه های پارسی بهره ببری
    راستی نگو که پارسی مرده که من باور ندارم
    (تمامی واژه های گزینش شده در پستم پارسی بود)
    پاسخ:
    سلام.
    من نمی‌تونم هر چی که می‌خوام بنویسم رو برم از داخل فرهنگ لغت ببینم فارسی هست یا نه، امّا سعی‌ام بر این هستش که از واژه‌های فارسی استفاده کنم.
    در ضمن گفتی تمامی واژه‌های گزینش شده در پستت پارسی بودن... جهت اطّلاع اوّلین کلمه‌ای که در نظر قبلیت داخل "حکایت زمان" گذاشتی(سلام) عربیه. جدیداً عربیه. تشکّر عربیه و ...
    به نظرم در مورد این کلمات نباید زیاد حسّاس باشیم، چون دیگه بخشی از زبان ما هستن.
    ممنون ؛)
  • علی اکبری
  • اون پست که واسه این نبود داداشی
    :-)
    راستی میخولم بگم سخنی که ناشناس زد خیلی شبیه سخنان استاد ... anez
    هست درسته؟؟؟؟
    پاسخ:
    چه فرقی می‌کنه این پست بود یا اون پست؟
    نمی‌دونم. هر کس که هستن با نام ناشناس اومدن و نمی‌خوان شناخته بشن :)
    ممنون
  • علی اکبری
  • سلام و درود هر دو در اصل فارسیه
    جدیدا غلطه !!!!!!!!
    تشکر عربیه !!!!!!!!
    پدرام اگه میتونی 1 پست در باره کلمات پارسی که وارد زبان های دیگه شده بگذار
    با سپاس
    پیروز باشی
    پاسخ:
    سلام.
    پس قبول داری خودت هم به ناچار از کلمات وارد شده به زبان فارسی استفاده می‌کنی؟ چاره‌ای نیست.
    زیاد مطلب جالب و پرمحتوایی به نظر نمیاد. شرمنده!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.