درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

فرهنگِ درست

سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۱، ۱۲:۴۹ ق.ظ

انسان‌ها هر کدام دارای ویژگی‌هایی هستند که مخصوص خودشان می‌باشند و از جمله‌ی این ویژگی‌ها، طرز تفکّر آن فرد است که قطعاً تفاوت‌هایی با تفکّرات دیگران دارد، هر چند که اندک باشد.

این تفکّرات معمولاً بر رفتارهای آن فرد تأثیر می‌گذارد که فرهنگ‌های آن شخص را تشکیل می‌دهد، بنابراین فرهنگ‌های مردم مختلف نیز با هم فرق دارد. بعضی‌ها زیاد فرق دارند و بعضی‌ها کم. هر چه قدر که انسان‌ها نزدیک تر به یک دیگر زندگی می‌کنند از اطرافیان‌شان بیش‌تر تأثیر می‌پذیرند، فرهنگ‌هایشان بیش‌تر به هم شبیه می‌شود و هر چه قدر برعکس، انسان‌ها دورتر از یک دیگر زندگی کنند و از یک دیگر تأثیر نگیرند، فرهنگ‌هایشان متفاوت تر و اصطلاحاً دورتر از یک دیگر می‌شوند.

 

 

حالا از بین این فرهنگ‌ها، تعدادی درست می‌باشند و تعدادی دیگر هم نادرست...

 

 

اگر بخواهم فرهنگ‌های خوب را در یک جمله معرفّی کنم، می‌گویم رفتارهایی هستند که به خود شخص، به جامعه و به محیط زیست آن فرد ضرر وارد نکند و یا نسبت به آن‌ها مفید واقع شود.

 

 

همچنین فرهنگ‌های بد می‌شوند رفتارهایی که به خود شخص، به جامعه و به محیط زیست آن فرد ضرر وارد می‌کند و در کل نسبت به آن محیط مضر واقع می‌شود.

 

 

بگذارید با یک مثال ساده منظورم را واضح‌تر بیان کنم:

 

 

یک خانواده در روز طبیعت، برای خوش گذراندن به یک محیط سبز می‌رود. در آن جا برای روشن کردن آتش، با وجود این که چوب بر روی زمین ریخته است و فقط مانده تا خشک‌ها را انتخاب کنند، چندتا درخت را قطع می‌کنند. آن‌ها همچنین بعد از خوردن هر غذایی، زباله‌هایشان را هر جا که دلشان خواست می‌ریزند و موقعی هم که روز به پایان می‌رسد و وقت رفتن می‌شود، بدون جمع کردن این زباله‌ها، از آن جا می‌روند و درختان را با زباله‌ها تنها می‌گذارند.

 

 

خانواده‌ای دیگر هم مثل آن‌ها برای خوش گذراندن در این روز، به محیط سبز می‌روند، امّا این خانواده بدون این که به درختان طبیعت دست بزند، کمی آن طرف تر که کلّی چوب خشک و مناسب برای آتش زدن وجود دارد می‌رود و چوب‌های مناسب را جمع می‌کند و با آن‌ها آتش درست می‌کند. همچنین این خانواده بر خلاف خانواده‌ی قبلی چند کیسه‌ی زباله به همراه خود آورده است و هر گونه زباله‌ای را که ایجاد می‌کند، داخل زباله‌ها می‌ریزد. زمانی هم که روز به اتمام رسیده است و آن‌ها دارند می‌روند، کیسه‌های زباله را با خود می‌برند و از محیط سبز دور نگه می‌دارند.

 

 

بین این دو خانواده مشخّصاً دومین خانواده بسیار با فرهنگ تر از خانواده‌ی اوّلی می‌باشد.

 

 

این رفتارها یا همان فرهنگ هایی که دو خانواده از خود نشان دادند، نشان از طرز تفکّر آن‌ها نیز می‌باشد. یعنی اگر پیش این شخصی که دارد درخت جوانی را قطع می‌کند تا با آن آتش درست کند بگویید: «دوست عزیز، درختو قطع نکن! می‌دونی چه قدر ضرر داره؟!» خیلی راحت به شما جواب می‌دهد: «حالا یه روز اومدیم خوش گذرونی، بذار خوش باشیم!»... و این اوجِ بی فرهنگی‌ست...

 

 

کسی که در روزِ مثلاً  "طبیعت" بیاید وارد جنگل شود، از هوای پاک و مناظر دلنشین آن استفاده کند و بعد بیاید زباله داخل آن بریزد و با نهایت خوشی درخت قطع کند، خدا عاقبت او و اطرافیانش را به خیر کند!

 

 

حالا شاید یک نفر بیاید بگوید: «همه که دارن قطع می‌کنن، ما یه دونه قطع نکنیم چه تأثیری داره؟!» جوابش چیست؟

 

 

جواب این سؤال بسیار راحت است و با کمی استدلال به دست می‌آید. از آن جایی که خود ما هستیم که جامعه را تشکیل می‌دهیم، اگر هر کس بخواهد با همین تفکّر که "بقیّه دارند قطع می‌کنند ما چرا قطع نکنیم؟" درخت‌ها را قطع کند، دیگر آن وقت همه باید درخت قطع کنند! در واقع نکته‌ای که باید بدانیم این جاست که "بقیّه" همان "ما" هستیم. به فرض مثال اگر خانه‌مان به هم ریخته باشد و ما هنگام موجهه با آن فکر کنیم یک نفر دیگر می‌آید و این جا را مرتّب می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت که دیگری هم، چنین تفکّری نداشته باشد.

 

 

پس در درجه‌ی اوّل مهم این است که هنگام انجام کار درست، به دیگران نگاه نکنیم که چه کار می‌کنند و بدانیم که ما بقیّه نیز هستیم.

 

 

درمورد ضررات این فرهنگ بد در طبیعت هم که حتماً می‌دانید، اگر هم نمی‌دانید بروید تحقیق کنید. فقط به این نکته اشاره کنم که ضررش بی شک و تردید به خودمان باز می‌گردد.

 

 

از فرهنگ‌های بدِ دیگر که بسیار نا به جا و زشت هستند، می‌توان حرکات بد رانندگی، سوءاستفاده از موقعیّت خود، پارتی بازی، آشغال ریختن داخل خیابان‎ها، استفاده از الفاظ بد هنگام حرف زدن و کلّی چیزهای دیگر را نام برد.

 

 

فرهنگ‎های خوب نیز که برعکس فرهنگ‌های بد هستند، شامل رانندگی در یک لاین و با سرعت مجاز، برقراری عدالت، انداختن آشغال‌ها در زباله‌دان‌ها هر چند که با ما فاصله‌ی زیادی داشته باشند، خوش برخورد بودن، و باز هم کلّی چیزهای دیگر...

 

 

می‌خواهم این را بگویم که، دفعه‌ی بعدی که بیرون رفتید، زباله را همین‌طوری توی خیابان و جنگل نیندازید، دفعه‌ی بعدی که دارید با دوستانتان حرف می‌زنید، سعی کنید خوش برخورد باشید و در کنار انجام این کارهای بافرهنگ، مطمئن باشید که دیگران نیز به زودی از شما تأثیر خواهند گرفت و طی زمان، همان طور که در اوّل نوشته‌ام گفتم افراد از اطرافیانشان معمولاً تأثیرپذیر هستند، اطرافیان شما نیز فرهنگ‌های بد را کنار خواهند گذاشت، که باز نتیجه‌ی آن این است که اطرافیان آن‌ها نیز همین طور رفتارهای خود را کنار خواهند گذاشت و این رشته‌ی متّصل این قدر ادامه دارد تا این که بالاخره تمام جهان را تحت شعاع خود قرار دهد و دنیایی از رفتارها و فرهنگ‌های درست به وجود آورد.

 

 

به امید آن روز که هیچ وقت تلاش برای رسیدن به آن دیر نیست و تک تک شما در آن نقشی دارید.

 

 

 

پدرام شاکری نوا

 

 

بیست و دوم آبان ماه سال هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

 

 

  • ۹۱/۰۸/۲۳
  • ۶۹۸ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

فرهنگ درست

نظرات (۳)

سلام پدرام جان!

متنت رو خوندم خیلی قشنگ بود.

خودت بهتر میدونی امّا به نطر من اوّل باید دیدگاه جامعه رو (از طریق رسانه های عمومی و کتاب ها و...) تغییر داد(اصلاح کرد) بعد به فکر اصلاح خودمون باشیم.

پاسخ:
سلام حسین جان! ممنون.
حرفت کاملاً درسته، ولی چیزی که می‌خوام بگم اینه که "ما" این "جامعه" رو تشکیل می‌دیم و اگر خودمونو درست کنیم، کم‌کم می‌تونیم روی بقیّه هم تأثیر گذار باشیم. به فرض اگه یه نفر خودش سیگار بکشه، نمی‌تونه مسلّماً به بقیّه بگه که این کارو نکنن.
در مورد این موضوعی هم که اشاره کردی(دیدگاه جامعه) باز در مطلب بعدی‌ام خواهم گفت :)

ممنون ار جوابت

حق با توٍِِِِِِِِِِِ این ما هستیم که جامعه رو تشکیل میدیم

  • سید علی محمدی نیاکی
  • ممنون پدرام جان . لذت بردم
    پاسخ:
    خواهش می‌کنم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.