درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

قورباغه و آب داغ

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۱، ۱۱:۵۱ ب.ظ

 

         داستان جالبیست که برای شما حکایت می‌کنم...

  مطالعات زیست شناختی نشان داده‌اند که اگر قورباغه‌ای را در ظرفی بیندازیم و آن ظرف را با آب محیط زندگی‌اش پر کنیم و بعد آب را آرام آرام گرم کنیم، قورباغه سرجایش می‌ماند و هیچ واکنشی نسبت به افزایش تدریجی حرارت(تغیر محیط) نشان نمی‌دهد. تا این که آب به جوش می‌آید و قورباغه می‌میرد. شاد و پخته می‌میرد!...

 

 

  از سوی دیگر اگر قورباغه‌ای را در ظرفی پر از آب جوش بیندازیم بی‌درنگ بیرون می‌پرد. سوخته امّا زنده است!

  گاهی ما هم مثل قورباغه‌ای آب پز می‌شویم. متوجّه تغییرات نیستیم. فکر می‌کنیم که همه چیز روبه‌راه است و یا شرایط نامطلوبی که در آنیم گذراست. به سوی مرگ می‌شتابیم امّا همان طور آرام و بی‌تفاوت، در آبی که مدام گرم‌تر می‌شود باقی می‌مانیم. سرانجام می‌میریم، شاد و پخته! بی آن که متوجّه تغییرات اطرافمان شده باشیم.

  قورباغه‌های آب‌پز نمی‌فهمند که همراه با «کارایی»(درست انجام دادن کارها) باید «مؤثّر» باشند(کارهای درست انجام دهند). و به این منظور باید مدام رشد کنیم، باید فضا را برای گفت و گو، برای ارتباط با دیگران، مشارکت و برنامه‌ریزی و رابطه‌ی صحیح باز کنیم. مبارزه‌ی بزرگتر این است که بتوانیم به افکار دیگران احترام بگذاریم.

قورباغه‌های آب‌پزی وجود دارند که فکر می‌کنند هنوز اطاعت مهم‌ترین عامل زندگی است و نه رقابت! به کسی که می‌توانیم دستور دهیم و از کسی که قدرت دارد اطاعت کنیم... واقعاً کجاست زندگی حقیقی؟ بهتر است نیم سوخته از شرایطی بگریزیم، اما زندگی کنیم و آماده‌ی واکنش باشیم...

 

 

نوشته‌ پائولو کوئیلو

  • ۹۱/۱۱/۲۱
  • ۳۵۶۵ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

حکایت قورباغه و آب داغ

نظرات (۶)

واقعا زندگی حقیقی کجاست؟
پاسخ:
زیاد دور نگاه نکن، خیلی نزدیکه...
  • محمد هومند
  • سلام
    بر پدرام عزیز
    مطلبی جالب،زیبا و آموزنده بود
    ممنون
    پاسخ:
    سلام، خوشحالم که پسندیدی.

    ســـــــــــــــــــلام استاد

    داستان جــــــــــــــــالبی بود به قول شما زبان خونا....... نایس

    اما واقعا قورباغه....... دلشو ندارم آزمایشم بکنم.... مجبورم قبول کنم

    ولی حرف دلمو زدی......... الانا اونی که زیاده اطاعت و بله چشم قربان و........ !

    خدا آخر و عاقبت مون رو به خیر کنه ............ آمین

    پاسخ:
    درود!
    الهی آمین :)
  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام پدرام جان.  یکی از معضلات حال حاضر جامعه ی ما همینه دیگه بخصوص در سطح مدیران نظام... اکثرا بله قربان گو شدند...
    پاسخ:
    سلام، امید که ما بزرگ شویم و از اون دسته آدما نباشیم :)
    سلام داستان زیبا و آموزنده ای بود،ولی فکر کنم که اسم نویسندش پائولو کوئلیو باشه نه پائولو کوئیلو...   به هر حال زیبا بود...
    پاسخ:
    سلام، فکر می‌کنی یا مطمئنی؟؟ می‌خوام اصلاح کنم :)
  • جعفر بلالی مقدم
  • بیچاره قرباغه ها
    :)
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.