درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

حکایت زمان

چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۱، ۰۱:۳۹ ب.ظ

این داستان کوتاه و حکمت آمیز را که از سایت کانون فرهنگی آموزش خواندم و به نظرم بسیار قشنگ آمد را این جا گذاشتم تا همه‌ی ما از پس مدیریّت درست زمان برآییم. مخصوصاً ما دانش‌آموزان و دانش‌جویان!

روزی استاد فلسفه‌ای به همراه یک شیشه و مقداری سنگ، سنگ ریزه، شن و ماسه وارد کلاس شد و شروع کرد به پر کردن شیشه با سنگ، سپس از شاگردان خود پرسید آیا در این ظرف جایی باقی مانده است؟

 همه پاسخ دادند: خیر!

آن گاه استاد در ظرف را باز کرد و شروع به پر کردن آن با سنگ ریزه نمود. سنگ ریزه ها بین فضای سنگ ها قرار گرفتند و وارد ظرف شدند و دوباره تکرار سؤال و شنیدن همان پاسخ.

این بار استاد در ظرف را با اضافه کردن شن و ماسه بست و شروع به تکان دادن ظرف کرد. شن و ماسه‌ها بین فضای سنگ ریزه ها قرار گرفتند و وارد ظرف شدند.

سپس استاد پرسید آیا در این ظرف فضایی باقی مانده است؟

همه پاسخ منفی دادند.

این بار استاد به ظرف، آب اضافه کرد و در آن را بست و شروع به صحبت کرد و گفت: دوستان عزیز من اگر من ابتدا ظرف را با آب یا شن و ماسه پر می‌کردم جایی برای سنگ و سنگ ریزه ها باقی نمی ماند.

شما هم باید با زمان خود مانند این ظرف برخورد کنید و ابتدا ظرف زمانتان را با سنگ‌ها که همان کارهای مهمّ شما هستند پر کنید چرا که همیشه جا برای شن و ماسه هست.

داستان فوق بهترین مثال برای اهمّیّت اولویّت بندی فعالیّت‌هاست. بله درست است:

در یک زمان همه‌ی درس‌ها و مطالعه‌ی آن‌ها اهمّیّت یکسانی ندارند. به عبارت دیگر برای تقویّت تمام دروس از برنامه‌ی یکسانی نباید استفاده کرد.

  • ۹۱/۱۰/۱۳
  • ۱۳۲۱ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

مدیریّت زمان

نظرات (۷)

  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام پدرام عزیز. انصافا باید به سختی مطلبی که گذاشتیو خوند . من که موفق نشدم درست و حسابی بخونمش.
    پاسخ:
    سلام، چه طور من این قدر خوب می‌بینم؟!
    به هر حال چون جعفرجان هم متذکّر شد حتماً مشکلی وجود داره. الآن فونتش رو بزرگ می‌کنم.

    merC

    dastane ghashangi bod

    omid varam dostaye khobam be mafhomesh bishtar tavajoh va amal konan

  • سید علی محمدی نیاکی
  • اها الان خوب شد .ممنونم
  • علی سیارنژاد
  • درود بر پدرام!
    داستان زیبایی بود. موفق باشی پسر...!
  • محمد هومند
  • درود
    مطالب قشنگیست
    به ما هم سری بزنید
  • jafar balali moghadam
  • merC
    kheyli ziiba va amozande bod

    پاسخ:
    خواهش می کنم.
  • علی اکبری
  • سلام پدرام فکر کنم داستانت کامل نبود
    ولی خیلی خوب بود آفرین
    راستی جدیدا مطلبات داره جالب میشه
    1 چیز دیگه خطاب به بچه ها:
    بچه ها جونم سلام پس از این مطلب زیبای پدرام منم باید اینو اضافه کنم که درسته هر چیزی اولویت خودش رو داره اما ای اولویت برای افراد گوناگون   گوناگونه مثلا شاید من با 2 ساعت خوندن چیزی اونو درک کنم و دیگری با 1 ساعت پس بایست متناسب با شخصیت خودمون اولویت بندی کنیم
    شما هم با من موافقید ؟
    با تشکر از همه و پدرام جان

    پاسخ:
    با سلام!
    در مورد این که هر کس باید با توجّه به شخصیّت خودش اولویّت بندی کنیم، بله، درسته امّا در این جا این بحث مطرح نیست، وگرنه می‌شد خیلی چیزهای دیگه هم گفت.
    ممنون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.