درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درون ما

دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۱، ۰۹:۲۷ ب.ظ

همه‌ی ما بی شک دارای دیدگاه‌هایی متفاوت هستیم که در طول زندگی آن‌ها را یا به شکل خودآگاهانه یا به شکل ناخودآگاه به دست می‌آوریم... یعنی این که در هر لحظه از زندگی ما که اتّفاقاتی می‌افتد، تفکّرات بی‌شماری در ما به وجود می‌آید که یا ما آن‌ها را برمی‌گزینیم و در ما ثبت می‌شود، یا این که بدون گزینش در ما ثبت می‌شود. حال چه می‌شود کرد تا اطّلاعات خوبی در ما ثبت شود تا سراسر ما را شور و شوق فرا گیرد و درخت خوش‌بختی‌مان پربارتر شود؟

آیا این دست خودمان است یا به قول بعضی‌ها این قلم سرنوشت است که آینده‌ی ما را می‌نویسد؟

من با این دیدگاه که اوّل و آخر زندگی‌مان یک چیز مشخّص است و همه چیز دست تقدیر است مخالفم؛ چون که فکر می‌کنم آینده‌ی ما با توجّه به قدرت انتخابی که در ما وجود دارد، به خودمان بستگی دارد و سعادت‌مندی یا سیه روزی ما در گرو کارهای خودمان است. البتّه در این مورد، همان طور که دوست خوبم آقای محمّدی نیاکی در نظرشان یادآوری کردند، بحث قضا و قدر الهی - که در مفاهیم دینی هم اومده - بحثش فرق می‌کنه که در این جا به آن نمی‌پردازیم.

حالا برای این که اطّلاعات خوبی در ما ثبت شود و سراسر وجود ما را شور و شوق فرا گیرد چه کار می‌توان کرد؟ خُب، به نظرم همان طور که گفتم، ما بر اثر "اتّفاقات" مختلفی که در زندگی ما پیش می‌آید، تفکّراتِ مختلفی به دست می‌آوریم که معمولاً خودمان متوجّه‌ی آن‌ها نمی‌شویم؛ مثلاً خود من که الآن این جا نشسته‌ام و دارم این مطلب رو می‌نویسم، مدام دارد تفکّراتِ جدید و زیادی، هر چند خیلی کوچک، در من به وجود می‌آید و مقدّمه‌ی فردا(آینده)ی مرا می‌سازد...

دلیل این که این تغییرات کوچک و یا بزرگ را معمولاً احساس نمی‌کنیم در این می‌دانم که آن‌ها خیلی سریع جزئی از ما می‌شوند و در آپارتمان ذهن ما ساکن می‌شوند. 

مثلاً یک دانش آموز زمانی که از سر جلسه‌ی یک امتحان بیرون می‌آید، دارای بسیاری تفکّرات جدید درباره‌ی آن مبحث درسی است و دیدش نسبت به قبل دچار تغییر شده است، البتّه باز هم می‌گویم، تغییری بسیار اندک که 99% افراد، آن را احساس نمی‌کنند...

حالا بگذارید محدوده‌ی مثالی را گسترده تر کنم: برای مثال همان قضیه‌ی امتحان؛ امّا این بار کنکور. نتیجه‌ی این امتحان زمانی که به دست شرکت کننده می‌رسد، اگر نزدیک به رتبه‌ای بود که پیش بینی می‌کرد، اعتمادی که به خودش داشت بیش‌تر می‌شود، اگر بهتر باشد انتظارتش از خودش بالاتر می‌رود و اگر خدای نکرده کم‌تر باشد، از خود ناامید می‌شود. علاوه بر این تفکّر، او باید با توجّه به رتبه‌ای که به دست آورده است، باید رشته‌ی تحصیلی خود را انتخاب کند که زمینه ساز آینده‌ی او خواهد بود. تازه او در این انتخاب از محیط هم اثر می‌پذیرد...

پس در کل حرف من این است که اگر بتوانیم در محیط‌هایی وارد شویم که تشخیص می‌دهیم محیط‌های خوبی هستند و اتّفاقاتی در آن‌جاها می‌افتد که باعث ایجاد تفکّراتی خوب می‌شود و ما را به راه سعادت سمت و سو می‌دهند، درون‌مان را نیکو و آینده‌ی خود را غیرمستقیم تضمین کرده‌ایم.

در پایان این را بگویم که:

 

«روزانه هزاران تغییر در تفکّر ما به وجود می‌آید که حتّی خودمان هم آگاه نیستیم ؛ زیرا تغییرات خیلی سریع جزئی از ما می‌شوند.

تنها راهی که می‌توان آن‌ها را کنترل کرد، خوب زیستن است، و لا غیر.»

 

 

شدیداً خواستار پیش‌نهادها و انتقادات سازنده‌ی شما عزیزان هستم!

 

پدرام شاکری نوا

سیزدهم آذر ماه سال هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

بازبینی شده در شانزدهم آذر ماه سال هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

نظرات (۲)

  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام به دوست و برادر حوبم . پدرام این مطلب که انسان اختیار و اراده داره و با توجه به قدرت فکر و انتخابی که داره می تونه اینده خودشو رقم بزنه حرف کاملا ذرستیه ولی بحثه قضا وقدر الهی که در مفاهیم دینی هم اومده داستانش فرق میکنه ... ازین که واسه تفهیمه بهتره مطلب از مثال استفاده میکنی خیلی کاره درستیه. در پایان ازت صمیمانه تشکر میکنم
    پاسخ:
    سلام، درسته، اتّفاقاً این موضوع تو ذهنم بود، فکر کنم چون مطلب رو خواستم پیرامون قدرت انتخاب انسان بنویسم جا انداختمش!
    به هر حال الآن اضافه‌‌ش کردم تا از نقص‌های مطلبم کم بشه.
    ممنون از نظرت :)
  • سید علی محمدی نیاکی
  • پدرام ممنون از ترتیب اثری که در مطلبت دادی.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.