درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

جهانی که آرزوی آن را دارم

شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۱، ۰۱:۲۲ ق.ظ

دوست دارم جهان را زیبا ببینم... جهانی پر از صداقت و انسان‌هایی که همواره به یک دیگر محبّت می‌ورزند و جهان را قطره‌ای از بهشت می‌کنند... چنین جهانی را دوست دارم... پر از زیبایی و لطافت... جهانی با یک هدف... آن هم نیکی کردن به یک دیگر...

 

 

به این منظور می‌خواهم این موضوع را کمی باز کنم...

با من همراه باشید!

 

انسان‌ها دارای دو بعد خدایی و شیطانی هستند که انسان‌های خردمند و عاقل بعد خدایی و پایدار خود را پرورش می‌دهند، بر نفس خود مسلّط هستند و همیشه به نیک‌ترین‌ها برای خود و دیگران فکر می‌کنند. آن‌هایی که موفّقیّت خوبان را موفّقیّت خود می‌دانند و این گونه افراد، افرادی هستند که جهان را زیبا می‌کنند...

آن‌ها در جایگاه‌هایی که هستند، با خلوص دل کار می‌کنند و همیشه قلب صاف و روشنی دارند. افرادی که گاهی اوقات حتّی شب‌ها نیز بیدار می‌مانند تا وظایف خود را نسبت به مردم انجام دهند. بعضی انسان‌هایی که آن قدر دیگران را دوست می‌دارند که وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوند تمام گناهان و بدی‌های آن شخص نسبت به خود را فراموش کرده‌اند و با محبّت با او رفتار می‌کنند. دوستانی که بدی‌های دوستانشان را بر روی شن‌های ساحل می‌نویسند و خوبی‌هایشان را بر روی کوه‌های بلند هک می‌کنند. یا اشخاصی که برای برقراری عدالت میان مردم تلاش می‌کنند و افراد سرکش را اصلاح می‌کنند یا در مواقع ضروری آن‌ها را کنار می‌زنند. این گونه افرادی که شبانه روز بندگی خدا را می‌کنند و اهداف اصلی و فرعی خود را شناخته‌اند. این گونه آدم‌هایی که حتّی از حد و مرزهای زمینی خود فراتر می‌روند و جنگ و دعوا را جُکی بیش در میان خود نمی‌بینند و اصطلاحاً فرّه ایزدی بر آن‌ها تابیده است...

 

امّا افراد کوته‌فکر و بی‌خرد بعد شیطانی و فانی خود را پرورش می‌دهند، زیر فرمان نفس خود هستند و فقط به فکر منافع خودشان هستند. این گونه افراد دست به هر کاری می‌زنند تا خود را بالا بکشانند و صاحب جاه و مقام و قدرتی فانی شوند. آن‌هایی که هدف‌های پایدار این جهان را فراموش کرده‌اند و فکر می‌کنند هرگز نمی‌میرند. افرادی که زجر و بدبختی دیگران را خوش‌بختی خود می‌دانند و فراموش کرده‌اند که همه از یک نوع هستیم و جایگاه برابری داریم. کسانی که شکر خدا و بندگی او را فراموش کرده‌اند و غرور سر تا پای آن‌ها را فرا گرفته است. افرادی که فقط به فکر ذخیره‌ی مال و اموال هستند و هر چه قدر که بیش‌تر جمع می‌کنند طمع‌شان بیش‌تر می‌شود. این گونه افرادی که با وجود داشتن مال‌های بیش از نیاز خود، هیچ وقت به کسانی فکر نمی‌کنند که حتّی نمی‌توانند شکم خود را سیر را نگه دارند. آن‌هایی که به زمین چسبیده‌اند و هر چه که می‌گذرد مادّی‌گراتر می‌شوند...

 

در این بین افرادی که در زمان حاضر دارند زندگی می‌کنند متأسّفانه اکثریت ویژگی‌هایی از گروه دوم را دارند و اندک افرادی پیدا می‌شوند که از حد زمینی خود فراتر رفته باشند و دل کاملاً پاکی داشته باشند.

 

 

افرادی که خوبی به دیگران را خوبی به خود می‌دانند و در واقع «آن چه را برای خود می‌خواهند برای دیگران نیز می‌خواهند» مطمئناً دل سبک‌تری دارند و بسیار راحت‌تر زندگی می‌کنند و جالب این جاست که گویا همه‌ی خوبی‌هایی که در حقّ دیگران می‌کنند به خودشان برمی‌گردد!

انسان‌هایی هم که همه چیز را وابسته به خدا می‌دانند و پیوسته از بزرگی و عظمت او یاد می‌کنند، در زمان مشکلاتشان هرگز ناراحت و نگران نمی‌شوند، زیرا که می‌دانند آن هم زیر دست خداست و مطمئناً حکمتی در آن نهفته است.

در واقع این گونه آدم‌ها هستند که دنیا را زیباتر می‌کنند و جاودانه‌اند.

آدم‌هایی هم که در قدرت هستند، اختیار ندارند، بلکه وظیفه دارند تا در جامعه صلح و آرامش را برقرار کنند و همیشه به فکر مردم سرزمین‌شان باشند.

همان طور که در شاهنامه‌ی فردوسی زمانی که هوشنگ بر ایران زمین فرمانروایی می‌کرد و عدالت و آبادی را گسترش داده بود می‌آید:

«کـز آبــاد کـردن جـهان شـاد کـرد     جـهانــی بــه نیکــی از او یــاد کـرد»

و نهایت این فرمانروای عادل و باهوش را این گونه توصیف می‌کند:

«بــسی رنــج بــرد انـــدران روزگــار     بـا فــسون و اندیـشه‌ی بــی شـمار»

 

نهایت حرف من این است که ما می‌توانیم با سرمشق قرار دادن دو چیز هم جهان را زیبا کنیم، هم این که خودمان زندگی خوبی را داشته باشیم، سعادتمند شویم و هنگام مرگ با خیال خوش از این دنیا برویم:

1: ایمان به خدا و بندگی او که دل را آرام می‌کند و باعث می‌شود از هیچ چیزی نترسیم و با اراده‌ای قوی در راه هدف‌مان قدم بگذاریم.

2: «برای دیگران آن چیزی را بخواهیم که برای خود می‌خواهیم»، که این سخن، سخن پر معنا و عمیق پیامبر اکرم(ص) می‌باشد و مطمئناً زندگی را برای ما معنی دار می‌کند و بدانید که این جهان خوبی‌های ما را به خودمان بازمی‌گرداند.

3: فقط زمانی در این راستا موفّق خواهیم شد که همه به هم باشیم و دست در دست یک دیگر جهان را زیبا کنیم.

 

 

بعضی مواقع افرادی مثل من، وقتی دارند می‌نویسند به اوجی از عمق موضوع خود می‌رسند... درست مثل الآنِ من که یه یاد سخنی از استیو جابز افتاده‌ام و می‌خواهم این موضوع را با این سخن به پایان برسانم... درمورد این یکی توضیحی نمی‌دهم(جز این که کلمه‌ی کلیدیش را بزرگ کرده‌ام) و  فکر می‌کنم اگر خودتان به مفهومش پی ببرید، بهتر باشد:

«این که به یاد داشته باشی که یه روزی می‌میری، بهترین راهیه که می‌دونم تا دیگه فکر نکنی چیزی برای از دست دادن داری. تو همین الآنش هم هیچی نداری. هیچ دلیلی وجود نداره که دنبال آرزوهات نری.»

 

پدرام شاکری نوا

سیزدهم آبان ماه سال هزار و سی‌صد و نود و یک خورشیدی

بازبینی آخرین پاراگراف آن در شانزدهم آذر ماه سال هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

بازبینی دوباره در تاریخ نوزدهم دی ماه سال هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی

  • ۹۱/۰۸/۱۳
  • ۱۱۲۲ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

جهان زیبا

نظرات (۲)

didgahet khaili manteghi o jaleb bod 

omid varam arezoohat mohaghagh she

  • علی اکبر خسروی
  • باسلام

    در وجود همه ما دربدوتولد تحقق این جهان ارمانی یابه تعبیری مدینه ی فاضله وجود دارد اما ....

    به امیدظهوراقاولی عصر(عج)

     

    پاسخ:
    سلام علی اکبر جان!
    قشنگ گفتی
    تشکّر
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.