درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

درخت ذهن من

...فکرهایی که واسم پیش میان و در ذهن من شاخه می‌گیرن

چرا امور امدادی را یاد نگیریم؟

جمعه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۵۹ ب.ظ

 

 

هلال احمر... همه‌ی شما این اسم را بارها شنیده‌اید و چیزهایی کلّی از آن می‌دانید. کشورهای مسیحی به آن صلیب سرخ می‌گویند و در کشورهای اسلامی به همین هلال احمر معروف شده است. کار اصلی آن امداد رسانی است و ویژگی جالب آن این است که در سراسر جهان کاملن بی‌طرف است و فقط نگران جان انسان‌هاست...

حتمن خبر دارید که این سازمان در سراسر کشور ما و البته کشورهای دیگر، کلاس‌های آموزشی می‌گذارد و به افراد یاد می‌دهد تا در هنگام مواجه شدن با خطر، چه کار کنیم.

درست است، برای مثال بگذارید از خودتان بپرسم...

 

اگر یک نفر دچار خفگی شود، آیا می‌دانید باید چه کار کنید تا با یک حرکت ساده جان آن شخص را نجات دهید؟

اگر یک نفر دچار شکستگی شود، آیا می‌دانید نحوه‌ی درست انتقال او به مرکز درمانی چه‌گونه صورت می‌گیرد؟

اگر یک نفر دچار زخم شود، آیا نحوه‌ی درست پانسمان و باندپیچی آن را بلدید؟

 

کلّی «آیا»های دیگر نیز هست، و با وجود این که چیزهایی بسیار ساده هستند، امّا خیلی‌های‌مان نه تنها آن‌ها را بلد نیستیم، بلکه شاید طوری رفتار کنیم که کار را خراب‌تر هم بکنیم!

 

حالت دیگری نیز وجود دارد؛ این که خیلی‌های‌مان هیچ وقت با چنین صحنه‌ای رو به رو نشده باشیم و یا این که در چنین مواقعی، افراد دیگر و کاربلدی بوده‌اند که ما را کمک کنند...

امّا...

آیا فکر می‌کنید هیچ وقت با چنین صحنه‌هایی رو به رو نخواهید شد؟

آیا فکر می‌کنید همیشه شخص دیگری وجود دارد تا مشکل را حل کند؟ و...

 

 آیا کارهای امدادی فقط برای دیگران است؟

 

خوب به اصل مسأله بنگریم... اگر روزی خدای نکرده در جایی دور از مرکز درمانی، با حادثه‌ای رو به رو شویم و هیچ کس نباشد تا بلافاصله ما را کمک کند، آن گاه چه کنیم؟

 

وقتی به چنین سؤال‌هایی فکر می‌کنیم، می‌بینیم به نفع‌مان است این گونه چیزهای امدادی - حدّاقل ساده‌شان - را یاد بگیریم، تا زمانی که با حادثه‌‍ای رو به رو شدیم، با حفط خون‌سردی خود، جان اطرافیان‌مان را نجات دهیم.

 

پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:

 

« امدادگری از صفات انبیاست... »

 

حال اگر می‌پرسید چه طور و کجا می‌توان امداد را آموزش دید، در جواب باید بگویم همان طور که در بالا نیز اشاره کردم، سازمان هلال احمر چنین کلاس‌هایی را مدام برگزار می‌کند و جالب این که این کلاس‌ها کاملن رایگان نیز هستند.

 

کلام آخر:

پس حالا که چنین سازمانی در نزدیکی شما وجود دارد و حاضر است بدون گرفتن هیچ گونه کارمزدی، چیزهایی را به شما یاد دهد که شاید روزی بتوانید با استفاده از آن‌ها، جان انسانی را نجات دهید...

 

 چرا امور امدادی را یاد نگیریم؟

.

.

.

 

*****

 

اطّلاعات بیش‌تر از سازمان هلال احمر و چه‌گونگی به وجود آمدن آن را در این‌جا قرار می‌دهم و توصیه می‌کنم حتمن آن را بخوانید:

 

سال‌ها پیش در ایتالیا جنگ سختی در گرفت. در آن زمان که برمی‌گردد به سال 1859 میلادی، تاجر سوئیسی، آقای هانری دونان، که وضع ناگوار زخمیان آن جنگ را دید، به فکر افتاد که چه‌را آن‌ها باید این چنین رنج بکشند و چرا نباید به آن‌ها رسیدگی شود... بنابراین زمانی که به میهن خود بازگشت، کتابی را با عنوان «خاطره‌ای از سولفرینو» نوشت و با هزینه‌ی خود آن را چاپ کرد، که در آن کتاب پیش‌نهاد کرده بود از میان مردم گروه‌هایی داوطلب، تشکیل شوند تا به یاری زخمیان و بیماران میدان جنگ بشتابند. این پیش‌نهاد او سبب شد که جمعیّتی برای زخمیان و آسیب‌دیدگان جنگ در سوئیس تشکیل شود.

چندی نگذشت که کار این گروه مورد توجّه کشورهای مختلف قرار گرفت و سرانجام جمعیّت بین‌المللی «صلیب سرخ» در سال 1863 میلادی به وجود آمد. نشان این جمعیّت پارچه‌ی سفیدی است که در میان آن صلیب سرخی دیده می‌شود. از آن پس قرار شد که هنگام جنگ، در هر محلّی که پرچم این جمعیّت افراشته شود، آن‌جا بتوانند آزادانه در میان زخمیان رفت و آمد کنند.

کار صلیب سرخ کم‌کم از پرستاری بیماران و رسیدگی به احوال اسیران جنگی گذشت و به دوران صلح کشید و به تدریج دامنه‌ی آن گسترش بیش‌تری یافت و در کشورهای مختلف نیز شعبه‌های بسیار به نام‌های مختلف به وجود آمد.

این جمعیّت در ایران نیز ابتدا با نام جمعیّت «شیر و خورشید سرخ» تشکیل گردید و نشان آن در واقع از پرچم ایران اقتباس گردید. بعد از تشکیل جمهوری اسلامی، نام و نشان این جمعیّت تغییر کرد و هم‌اکنون در ایران همانند دیگر کشورهای اسلامی، این جمعیّت به نام هلال احمر خوانده می‌شود و نشان آن هلال سرخ رنگ ماه است.

چنان چه مشخّص است؛ یک واقعه‌ی محلّی در ایتالیا باعث پیدایش جمعیّت بزرگ خیریّه‌ای در جهان گردید که همه‌ی شعبه‌های آن هدف واحدی دارند. همین که در گوشه‌ای از جهان حادثه‌ای پیش آید و جان مردم به خطر بیفتد، گروه‌های امدادی این جمعیّت‌ها از هر مذهب و ملّت، به یاری آن‌ها می‌شتابند. در حقیقت هدف مقدّس این جمعیّت‌ها در تمام دنیا این شعر سعدی، شاعر بزرگ کشور ما است که هفت‌صد سال پیش سروده است:

 

بنی آدم اعضای یک دیگرنـد     که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضــوها را نمانـد قــرار

تو کز محنت دیگران بی‌غمی     نشاید که نامت نهند آدمی

 

 

پدرام شاکری نوا

هیژدهم مرداد ماه سال یک هزار و سی‌صد نود و دوی خورشیدی

  • ۹۲/۰۵/۱۸
  • ۵۵۰ نمایش
  • پدرام شاکری نوا

نظرات (۴)

  • محمد هومند
  • سلام
    ممنون از این مطلبت !
    پاسخ:
    سلام، خواهش می‌کنم!
  • سید علی محمدی نیاکی
  • سلام پدرام جان. ممنون از اطلاعاتی که در اختیارمون گذاشتی... ولی در کل نتونستم زیاد با اینجور کارای امدادی ارتباط برقرار کنم...
    پاسخ:
    سلام، کافیه فقط یه بار برید ثبت نام کنید، یه دوره‌ی 35 ساعته هست، که اون هم تو کم‌تر از سه هفته تموم می‌شه. خیلی راحت ارتباط برقرار خواهید کرد. مطمئن باشید به درد می‌خوره ;)
    سلام پدرام جان
    اگه جایی رو سراغ داری به ما معرفی کن بریم ثبت نام کنیم
    ســـــــــــــــــــــــلام
    بسیار جالب بود.............. برای هرکسی لازمه که حداقل اطلاعات رو داشته باشه و البته مهارتش!
    من خودم دوران دبیرستان سه سال تزریقات و پانسمان و .... گذروندم
    به هرکی هم تونستم توصیه کردم!
    ممنون از مطلب قشنگت
    پاسخ:
    سلام،
    پس ماشاله هزار ماشاله شما خودتون خبره‌اید!
    خواهش می‌کنم، وظیفه بود :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.